معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

349

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

رباعى خواهى كه بيابى نظرى از دل ما * يا بر تو گشايند درى از دل ما از هر دو جهان درگذر و نزد حق آى * شايد كه بيابى خبرى از دل ما و يا خود چنين گوئيم كه نفس را خريد و دل را در بيع داخل نگردانيد زيرا كه دل وقف محبت او است و بيع وقف جائز نيست . اى درويش خريد و فروخت ميان كسانى است كه در مقام محبّت استوار نيستند و در طريق مودّت به سرحد كمال نرسيده‌اند كه اگر محبت بكمال بودى ، نفس و مال باقى نماندى . هر كه صاحب نفس و مالست در دعوى محبت صادق نيست . كانّه تعالى يقول : اى بنده كه صاحب نفس و مالى ، تو به‌خودىخود ترك نفس و مال نخواهى « 1 » كرد و آن را رايگان در طلب رضاى ما نخواهى باخت ، بارى به من به فروش تا در عوض آن بهشت رسانم . اما اى عاشق صاحب دل در طريق محبّت ميان ما و تو خريد و فروخت در نمىگنجد . لمؤلفه مرا در دل به غير از دوست چيزى در نمىگنجد * به خلوت‌خانهء سلطان كسى ديگر نمىگنجد درون قصر « 2 » دل دارم يكى شاهى كه گر گاهى * ز دل بيرون زند خيمه به بحر و برنمىگنجد

--> ( 1 ) - الف : بخواهى كرد . ( 2 ) - الف : درون قعر دل دارم يكى شاهى كه گاهى .